بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
144
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
هاى نرم چون روغن بنفشه و بادام و نيلوفر در مطلق عطش به كار بايد داشتن و از مجففات حذر كردن . حكايت : ديدم اعياى تمددى رياضتى يك عضو را شخصى به ماليدن روغن گل و طلاى عصير عنب الثعلب و طلاى آب سرد در اول حال علاج مىكرد با وجود كه استعمال آب سرد و روغن در غير قشفى نفرمودهاند . و گاه باشد كه تمددى رياضى هم به اندك رياضتى بر طرف شود و گرسنگى كشيدن معتدل در غير قشفى عظيم نافع بود و تعديل امتلا و رياضى بدين نوع اسلم بود از استفراغ . و در ورمى و قشفى شربتهاى ملعب و خنك نيكو آيد و غذاى جمله از اين انواع بايد جوجه مرغ به كشك جو يا برنج پخته به غوره و اشباه آن و يا ساده و قليه مرغ جوان با كدو و اسفناج و ماش مقشر پخته و ماهى تازهء چشمه سار يا نهرى در خمير گرفته و در تابه بريان كرده و نان با دوغ گاوى سرد كرده و نخوداب مرغ كه در آن پياز و دارچينى و اندك زيرهء پخته باشند و شوربايى كه در آن مرغ و كرنب پخته باشند و شلغم و كدو و پياز و نان ميده با شربت ليمو و شورباى خروس و كشكاب ساده به روغن بادام و شكر هريكى را آنچه مناسب مزاج او بود بايد دادن ليكن اندكاندك . و در اواسط خواب اگر او را به غذا حاجت آيد او را لختى ببايد ماليدن و صبر فرمودن ، آنگاه اندكى دادن . و در جمله رياضتى از خوردن چيزهاى گرمىفزا كه ترقيق خلط كند حذر بايد كردن و از هرچه تعب آورد دور بايد بودن . و آنجا كه سبب اعيا غير رياضت بود تدبيرى قوى تر بايد كردن ، زيرا كه خلط فضلى غلبه باشد و ممكن بود كه متعفن گردد و سبب تب شود . و بسيار باشد كه آن رطوبات هنوز تعفن نپذيرفته و ليكن در بدن منتشر شوند و اعصاب احساس برد آنها كنند و لرز سخت پديد آيد . و اما در قروحى نخست بايد ديدن اگر در عروق خلطى بد هست و ناخوشى بوى بول و عرق بدان گواهى دهد ، هيچ رياضت نكند و خواب و آسايش جويد و غذا باز گيرد و هر شب اندامها به روغنى از روغنهاى مذكور بمالد و آنچه مناسب بود بعد جوع صحيح صباحها غذاى سبك و كملزوجت خورد از مذكورات و اگر بر كشكاب ساده قناعت تواند نيكو بود . و از غذاى قاتقدار در اوايل مرض به كار دارد تا خلط را از حركت منع كند و در اواخر بىقاتق خورد و گاهى سكنجبين عسل موافق آيد و اگر خلط خام بود سكنجبين بزورى مناسب بود . و اگر به تعديل غذا جهت نضج احتياج باشد ، دارچينى و زنجبيل در افكند و اگر خلط غالب بود بعد نضج استفراغ كنند و تعيين خلط واجب الاستفراغ به شهادت بول و عرق و حال نوم و سهر و سحنه و تدبيرات بتوان كردن و پاك ساختن عروق به خوردن مدرات معتدل چنانچه به تقريب معلوم گردد ان شاء اللّه تعالى . و بقليل شراب و بذر خيارين و راونديات مناسب بود و با اين تدابير اگر خواب نباشد ، بد بود و تدبير آوردن خواب واجبتر باشد و استحمام به آبزن در اثناى اين تدابير بعد از گذشتن طعام از معده مناسب بود به شرطى كه در گرمابه سرما به پشت او برنيابد كه آن دليل غلبه و حركت خلط بود و استحمام نشايد . و اگر عروق پاك بود و خلط اندر اندامهاى اصلى باشد و سخت خام بود ، سكنجبين عسلى و معجون هايى كه حرارت به ظاهر تن رساند چون كمونى و فلافلى صباحها به كار دارد و ساعت سكون اختيار كند